آموزش بازاریابی اینترنتی | بازاریابی اینترنتی

افزایش ترافیک سایت و بالا بردن بازدید سایت در گوگل دغدغه تمام آنهایی است که یک وب سایت را راه اندازی کرده اند. پس اگر به دنبال افزایش بازدید واقعی سایت تان هستید در این مقاله با ما همراه باشید تا ۶۰ روش افزایش ترافیک سایت را بدانید.

۶۰ روش افزایش ترافیک سایت که بسیار مهم است

۱.مقالات پر مخاطب با کلیدواژه های پربسامد انتشار دهید

مقاله‌های کوتاه یا طولانی ترجمه یا تالیف کنید و با کلیدواژه های مناسب و پربسامد در سایت تان انتشار دهید. این مقالات علاوه بر افزایش ترافیک سایت ، باعث شناخته شدن شما به‌عنوان یک متخصص در حوزه کاری مرتبط می‌شوند و احتمال خرید از شما افزایش می‌یابد. همچنین عده زیادی این مقالات را باز‌نشر خواهند کرد یا در سایت خود خواهند گذاشت که مقدار زیادی ترافیک و اعتبار مجانی برایتان به ‌همراه خواهد آورد.

مطلب مرتبط: راهنمای افزایش بازدید سایت :۲۰ روش افزایش ترافیک سایت که نمی‌دانستید

۲.از فروم‌ها یا انجمن‌ها استفاده کنید

نوشتن مقالات در انجمن‌ها و جواب دادن به پست‌هایی که با کارتان مرتبط است روش بسیار خوبی برای مطرح کردن خودتان است. به‌سادگی با پاسخ دادن به سوالاتی که در فروم ها مطرح می‌شوند می‌توانید به‌راحتی بین علاقه‌مندان به‌عنوان یک متخصص در کسب‌و‌کارتان مطرح شوید. همچنین به سوالات رایج و نیاز‌های اصلی علاقه‌مندان پی خواهید برد. همچنین بررسی کنید که قوانین فروم به ‌شما اجازه بدهد که لینکی از خود را به‌عنوان امضا یا زیر‌نویس قرار دهید. اگر چنین است حتما از این فرصت استفاده کنید تا مردم با خواندن جواب‌‌ها و مطالب شما علاقه‌مند به بازدید از سایت شما شوند. این موضوع باعث افزایش ترافیک سایت شما می‌شود.

۶. محتوای خود را در کانال‌های تان در رسانه‌های اجتماعی ترویج دهید.

محتوای سایت خود را بردارید و در کانال‌های تان در رسانه‌های اجتماعی بگذارید. به این ترتیب، پیدا کردن و کلیک کردن روی آنها ساده تر خواهد شد. اگر از وردپرس برای سایت خود استفاده می‌کنید، پیشنهاد من برای اشتراک پذیرکردن محتوا، این پلاگین از Warfare است.

مطلب مرتبط: چه چیزهایی از سئو به شما نمی‌گویند

۷.تبلیغات نمایشی داشته باشید

تبلیغات نمایشی نوعی از تبلیغات هستند که از بنر یا سایر موارد قابل کلیک روی یک وب سایت دیگر استفاده می‌کنند. به دنبال فرصت استفاده از این تبلیغات در سایت‌های معتبری باشید که ترافیک بالایی دارند. OutBrain و Taboola دو سرویس محبوب هستند که می‌توانند در این زمینه به شما کمک کنند.

۸.تبلیغات هزینه بر موتورهای جست‌وجوی را امتحان کنید

AdWords گوگل و Ads بینگ بهترین گزینه‌ها در این زمینه هستند. شما به ازای کلیک پرداخت انجام می‌دهید (PPC) تا بر اساس جست‌وجوهایی که برای کلیدواژه هایی که مشخص می‌کنید به سایت خود ترافیک هدایت کنید.

۹.در رسانه‌های اجتماعی مسابقه برگزار کنید.

برای افزایش ترافیک سایت و جلب توجه بیشتر نسبت به برندتان و وسوسه کردن مردم برای اینکه به سایت شما بیایند، میزبان مسابقاتی در رسانه‌های اجتماعی شوید.

۱۱.در گروه‌های رسانه‌های اجتماعی پست بگذارید.

برای اینکه بیشتر دیده شوید و مشهورتر شوید، در گروه‌های فیسبوک یا لینکدین به فعالیت بپردازید. شما می‌توانید همین کار را در توییتر با استفاده از هشتگ‌ها انجام بدهید.

۱۲.با افراد تاثیرگذار همکاری کنید

شما با تعامل با افراد تاثیرگذار می‌توانید شهرت کسب کنید، البته این شهرت را با میانجیگری آنها به‌دست می‌آورید.

۱۳.از طریق ایمیل یا رسانه‌های اجتماعی، تخفیف ارائه کنید.

با تبلیغ تخفیف ها، فروش‌ها و پیشنهادات ویژه، دلیل خوبی برای بازدید از سایت خود به کاربران بدهید.

۱۴. برای افزایش ترافیک سایت تیترهای خود را بهینه کنید.

اخیرا محققان با استفاده از یک مطالعه به این نتیجه رسیده‌اند که ۵۹ درصد مجموع لینک هایی که روی شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته می‌شوند اصلا کلیک نمی‌شوند. این پدیده دلالت بر این دارد که اکثریت افرادی که مقاله‌ها را به اشتراک می‌گذارند، اصلا آنها را نمی‌خوانند. بینشی که می‌توانیم از این نتیجه گیری کسب کنیم واضح است: تیترها بسیار مهم هستند. تیترهای خود را با کوتاه کردن، جالب و گیراکردن اصلاح کنید.

مطلب مرتبط: ۹ راز طلایی سئو که برندتان را به اوج موفقیت می‌رساند

۱۶.عملکرد سایت خود را بهبود بخشید.

اطمینان حاصل کنید که محتوای سایت شما روی همه دستگاه‌ها به شکل مناسبی نمایش داده می‌شود و تا حد ممکن سرعت سایت خود را بهینه کنید تا منجر به افزایش ترافیک سایت شود.

۱۷.کلمات کلیدی بهتری را هدف قرار دهید

برای راهبرد بازاریابی محتوایی خود کلمات کلیدی فوق العاده خاصی را هدف قرار دهید. این کار از میزان رقابت در رتبه‌بندی‌های جست‌وجو می‌کاهد و بازدیدکنندگان متناسب بیشتری برای شما به ارمغان می‌آورد.

۱۸. برای افزایش ترافیک سایت یک جامعه آنلاین ایجاد کنید.

یک تالار گفت‌وگوی آنلاین برای مشتریان خود ایجاد کنید تا با یکدیگر و با برند شما به تعامل بپردازند. این باعث می‌شود که آنها مرتبا به سایت شما سر بزنند که باعث پرورش وفاداری به برند و رشد فروش از طریق ترویج بین خود مشتریان خواهد شد. فقط باید هوشیار باشید که این فعالیتی زمان بر، دشوار و بلندمدت خواهد بود. نیل پتل، همکار مشارکت‌کننده ما در مجله آنلاین کارآفرین تلاش کرد این کار را انجام دهد، اما سرانجام پس از یکسال دست از تلاش کشید. می‌توانید داستان او را در اینجا مطالعه کنید و از درس هایی که گرفت بهره ببرید.

۱۹.در تالارهای گفت‌وگوی مرتبط با حوزه کاری خود مشارکت کنید.

اگر ترجیح می‌دهید به جای ایجاد تالار گفت‌وگو برای خود، خودتان عضوی از یک تالار گفت‌وگوی مرتبط با حوزه کاری تان شوید، یک تالار گفت‌وگو پیدا کنید و به فعالیت در آن بپردازید. برای پیداکردن یکی از این تالارها به گوگل بروید و عبارت “تالار گفت‌وگوی [حوزه کاری شما]” را جست‌وجو کنید.

۲۰.به یک گروه وبلاگ نویسی بپیوندید.

برای افزایش ترافیک سایت و جهت جلب توجه بیشتر برای کار خود از سایتی مانند Problogger یا Copyblogger استفاده کنید.

۲۱.به یک گروه Slack بپیوندید

اصولا Slack یک چت روم بزرگ است. به یک چت روم که متشکل از افراد حرفه‌ای حوزه کاری شما –یا بازار هدف شما- است بپیوندید و به فعالیت بپردازید. اینفهرستی از گروه‌های Slack است که می‌توانید مدنظر قرار دهید.

۲۲.فرصت نوشتن پست مهمان را در وبلاگ خود ارائه دهید.

مکانی برای ارسال پست مهمان برای افرادتاثیرگذار در وبلاگ خود ارائه کنید. آنها علاوه بر اینکه دیده می‌شوند، یک لینک به وبسایت خود نیز به‌دست می‌آورند، در عوض شما هم بخشی از مخاطبان آنها را به‌دست می‌آورید.

۲۳.لینک‌های ورودی از سایت‌های دیگر بسازید

لینک هایی بسازید که کاربر را وارد سایت شما می‌کند. لینک‌ها به بهینه‌سازی برای موتورهای جست‌وجو، ترافیک ارجاعی و برندسازی و افزایش ترافیک سایت کمک می‌کنند. همچنین این کار باعث افزایش پیج رنگ و پیج اتوریتی می شود که برای سئو داخلی بسیار موثر است.

۲۴.لینک‌های ورودی مشکوک را حذف کنید

برای پیداکردن و حذف لینک‌های نامناسب که می‌توانند رتبه شما را در موتورهای جست‌وجو پایین نگاه دارند از یک سرویس مثل Ahrefs، Majestic یا Open Site Explorer استفاده کنید.

۲۵.در وبلاگهای مرتبط با حوزه کاری خود پست مهمان ارسال کنید

خود را به عنوان یک مشارکت‌کننده مهمان در وبلاگ‌های دیگر حوزه کاری تان معرفی کنید.

۲۶.در جست‌وجوی موقعیت هایی برای مشارکت مداوم باشید.

اگر بتوانید همکاری مداومی با یک ناشر داشته باشید، با سرعت بسیار بیشتری برند خود را با مخاطبان آن ناشر خواهید ساخت تا اینکه تنها یکبار بتوانید یک پست مهمان منتشر کنید.

۲۷. برای افزایش ترافیک سایت محتوای ویروسی ایجاد کنید.

سعی کنید محتوایی تولید کنید که شگفت آور، منحصر به فرد، سرگرم‌کننده و آموزنده باشد تا بتواند اینترنت را زیر و رو کند.


نظرات() 

دوشنبه 21 مرداد 1398

آموزش بوت استرپ

نویسنده: sardar sardar   

چرا آموزش بوت استرپ ۴ Bootstrap را در اولویت قرار دادیم؟ بوت استرپ ۴ نسبت به ورژن قبلی بوت استرپ ۳ تغییرات زیادی کرده است انتشار نسخه جدید بوت استرپ باعث بهینه تر شدن این فریم ورک شده است . تغییرات بوت استرپ ۴ در ساختار کلاس ها و اضافه شدن استایل های جدید و متنوع برای پیاده سازی رابط کاربری بسیار منعطف با کدنویسی کمتر برای طراحی سایت می باشد , علاوه برآن بروز رسانی فریم ورک بوت استرپ باعث کم حجم شدن هسته اصلی این فریم ورک شده است یادگیری بوت استرپ ۴ نسبت به ورژن قبلی راحتر شده است و دلیل این موضوع منطقی تر شدن و همخوانی اسم کلاس ها با کاربرد آنها می باشد .

آموزش بوت استرپ ۴ Bootstrap

با توجه به تغییرات اعمال شده در فریم ورک بوت استرپ سایت پایلاش اقدام به تهیه ی دوره ی آموزش بوت استرپ ۴ Bootstrap بصورت پروژه محور از پایه تا پیشرفته کرده است که تمام مباحث آموزش بوت استرپ ۴ (طبق مستندات وب سایت رسمی فریم ورک بوت استرپ) را پوشش می دهد.

آموزش پروژه محور بوت استرپ ۴ Bootstrap به گونه ای می باشد که تمامی مباحث از پایه تا پیشرفته بصورت عملی مورد بحث قرار می گیرد . برای مشاهده و یادگیری این دوره نیاز نیست شما با بوت استرپ ۳ کارکرده باشید زیرا این دوره دوره ی آموزش جامع فریم ورک بوت استرپ می باشد و تمامی مباحث از پایه مورد بررسی قرار می گیرند و مرحله به مرحله مستندات بوت استرپ ۴ را بصورت عملی آموزش می دهیم.

چرا یادگیری بوت استرپ ۴ Bootstrap اهمیت دارد؟

تمامی علاقه مندان به طراحی سایت می دانند که برای پیاده سازی قسمت های مختلف پروژه های تجاری زمان زیادی لازم است .زمانی که شما سایت طراحی می کنید با توجه به قسمت های مختلف پروژه باید خود را درگیر کد های سی اس اس کنید تا ابتدا سایت را با یک چهارچوب مرتب و منظم پیاده کنید و سپس استایل دهی بخش های مختلف پروژه را انجام دهید با استفاده از فریم ورک بوت استرپ شما می توانید به راحتی چهارچوپ پروژه را در کمترین زمان ممکن بصورت کاملا واکنشگرا یا ریسپانسیو پیاده کنید و با استفاده از کلاس های بوت استرپ استایل دهی را انجام دهید.

فریم ورک بوت استرپ ۴ از دو جهت برای طراحان سایت مهم است:

صرفه جویی در زمان پیاده سازی پروژه

امکانات فریم ورک بوت استرپ برای پیاده سازی قسمت های مختلف سایت با کدنویسی کمتر

در دوره ی آموزش بوت استرپ ۴ Bootstrap علاوه بر یادگیری تمام بخش های فریم ورک بوت استرپ ۴ پروژه نهایی بصورت کاملا پیشرفته پیاده سازی شده است که ترکیبی از بوت استرپ ۴ -سی اس اس و جاوا اسکریپت است تا مخاطبان این دوره علاوه بر یادگیری کامل فریم ورک بوت استرپ ۴ Bootstrap نحوه ی شخصی سازی آن برای پروژه های مختلف را یادبگیرند تمامی پروژه هایی که در این دوره پیاده شده اند بصورت کامل ریسپانسیو هستند و پروژه نهایی کاملا براساس نیازهای وب فارسی پیاده سازی شده است.

تغییرات بوت استرپ در بروز رسانی جدید به بوت استرپ ۴

مهاجرت از LESS به SASS

۴ bootstrap با پیوستن به جامعه بزرگ SASS ، از هر زمان دیگری سریع‌تر کامپایل خواهد شد و این به کمک LibSASS اتفاق افتاده است.

بهبود یافتن سیستم Grid

در این نسخه با بازنویسی کلی فریم ورک بوت استرپ ۴ Bootstrap ، امکانات بهتری برای بهینه کردن پروژه طراحی سیایت برای دستگاه‌های تلفن همراه فراهم شده است.

پشتیبانی از Flex box

کافی است مقادیری را تغییر داده و CSS را دوباره کامپایل کنید تا با Grid بندی مجدد از اجزای صفحه بر پایه Flex box بهره‌مند شوید.

اضافه شدن ویژگی جدید Cards به بخش کامپوننت ها

در بوت استرپ ۴ Bootstrap بخشی با نام Cards اضافه شده که کارکرد آن همانند Panel ، Thumbnails و Well می‌باشد. اما با کارایی و کیفیت بهتری جایگزین مناسبی برای سایر ویژگی‌های مشابه خواهد بود.

ثابت شدن تمام HTML Reset ها داخل یک ماژول جدید با نام Reboot

Reboot یک ماژول جدید از SASS است که تمام کارایی Normalize.css را در خود دارد.

قابلیت سفارشی سازی مدرن

در نسخه Bootstrap 3 تمامی کدهای تزئینی مانند Gradient ، Transition و .. در یک فایل جداگانه قرار می‌گرفتند ، اما در بوت استرپ ۴ Bootstrap ، تمامی این تنظیمات در یک متغیر SASS قرار گرفته و تنها برای تغییراتی مانند حذف و یا اعمال آن کد بر روی کلیه صفحات تنها نیاز است یک متغیر را تغییر داده و فایل را مجدداً کامپایل کنید.

عدم پشتیبانی از IE8 و IE9 و استفاده از واحدهای em و rem

۴ Bootstrap دیگر از Internet Explorer 8 و Internet Explorer 9 پشتیبانی نمی‌کند. با حذف این پشتیبانی , Bootstrap توانایی این را خواهد داشت که جدیدترین و بهترین بخش‌های CSS استفاده کرده و با استفاده از em و rem سایزبندی بهتری را در متون و نوشتارهای گرافیکی در قالب‌های Responsive ایفا کند.

بازنویسی مجدد پلاگین‌های جاوا اسکریپت در بوت استرپ ۴

تمامی پلاگین‌های جاوا اسکریپت برای استفاده بهتر از امکانات و مزایای بیشتر در فریم ورک بوت استرپ ۴ Bootstrap باز نویسی شده اند تا کاربران این فریمورک محبوب بتوانند از جدیدترین متدها به صورت جزئی و کلی استفاده نمایند.

بهبود یافتن مکان قرارگیری خودکار tooltip و popover

در بوت استرپ ۴ Bootstrap با کمک ابزاری به نام Tether مکان‌های نمایش خودکار Tooltip و Popover بهبود یافته است.

بازنویسی تمام مستنداتک

تمامی مستندات با Markdown بازنویسی شده‌اند تا به کمک استفاده از برخی پلاگین‌ها نمایش کدها و اجزای زنده کدها بهنیه‌تر استفاده گردد و جستجو در مستندات با سرعت بهتری صورت پذیرد. امکانات بهبود یافته بسیار زیادی مانند بهبود کلاس‌های مرتبط با Margin و Padding ، افزایش کلاس‌ها کاربردی ، فیلدهای سفارشی فرم و … در بوت استرپ ۴ اضافه شده است که این فریمورک را بیش از پیش جذاب می‌سازد.

منبع : پایلاش

نظرات() 

رنگ یکی از عوامل تأثیرگذار در موفقیت یا شکست کمپین بازاریابی است که باید با توجه به نوع مخاطب، محتوا و فرهنگ مردم منطقه انتخاب شود.

تحقیقات نشان داده است انتخاب رنگ مناسب در محیط کار روی خلق‌وخو و میزان بهره‌وریتأثیر مثبت می‌گذارد و روانشناسی رنگ ابزاری قدرتمند برای بازاریابان است. ۹۰ درصد قضاوت مردم در مورد محتوا به رنگی که برای ارائه‌ی آن استفاده شده بستگی دارد و همچنین ۸۵ درصد مردم مبنای خرید را رنگ محصولات قرار می‌دهند. به همین دلیل انتخاب رنگ مناسب در طراحی گرافیکی، اینفوگرافی، شبکه‌های اجتماعی و طراحی صفحه‌ی فرود تأثیر زیادی روی میزان درگیر شدن مخاطبان و فروش محصولات دارد.

هر برندی از رنگ‌های خاص و ثابت در طراحی‌های خود استفاده می‌کند که معمولا همین رنگ‌ها را در کمپین‌های بازاریابی به کار می‌برد. اما اطلاع از روانشناسی رنگ در بازاریابی کمک می‌کند انتخاب بهتری در بخش‌های خاص از محتوای بصری داشته باشید. در ادامه‌ی این مقاله‌یزومیت به معرفی بیشتر مواردی می‌پردازیم که کمک می‌کنند رنگ کمپین بازاریابی را با دقت بیشتری انتخاب کنید و نتیجه‌ی بهتری از بازاریابی محتوا بگیرید.

۱- شفافیت و خوانایی بسیار مهم است

بهترین رنگ‌ها، رنگ‌هایی هستند که خوانایی محتوا را تضمین کنند. این یعنی رنگ‌هایی که انتخاب می‌کنید باید تفاوت نسبی با یکدیگر داشته باشند. به‌عنوان مثال استفاده از دو رنگ سفید و خاکستری روشن در کنار هم مناسب نیست و خوانایی متن را پایین می‌آورد. از طرف دیگری از رنگ‌هایی با تضاد بالا مانند آبی و نارنجی نیز نباید در کنار هم استفاده کرد.

رنگ‌هایی که استفاده می‌کنید باید برای همه‌ی مردم خوشایند باشد. ۸ درصد مردان و ۰.۵ درصد زنان در شمال اروپا به نوعی کوررنگی مبتلا هستند که تشخیص رنگ سبز و قرمز برایشان دشوار است. برای هدف قرار دادن قشر وسیعی از مردم بهتر است از ترکیب چنین رنگ‌هایی خودداری کنید.

color

۲- رنگ‌ها نشان دهنده‌ی شخصیت هستند

رنگ‌ها با مشتری‌ها ارتباط برقرار می‌کنند بنابراین هرقدر انتخاب رنگ محتوای بصری با دقت بیشتری انجام شود، تأثیر بهتری روی مخاطب می‌گذارد. انتخاب رنگ بستگی به تصویری دارد که می‌خواهید از برندتان در ذهن مخاطب ماندگار شود. به یاد داشته باشید که محتوا نیز اهمیت دارد، گاهی اوقات رنگ هر بخش از محتوا بر اساس مخاطبانی که هدف قرار می‌دهد تعیین می‌شود یا به پلتفرمی بستگی دارد که محتوا در آن به اشتراک گذاشته می‌شود.

۳- نوع تجارت B2B یا B2C؟

رنگ نارنجی توسط برندهای B2C و رنگ آبی توسط B2B استفاده می‌شود

رنگ نارنجی نشان دهنده‌ی گرما و ارتباط است و معمولا در ذهنمان آن را به نور و خورشید ربط می‌دهیم. بنابراین بسیاری از برندهای B2C (تجارت شرکت با مشتری) مانند آمازون از این رنگ استفاده می‌کنند. در مورد رنگ زرد نیز روانشناسی مشابهی وجود دارد.

رنگ آبی در عین حال آرامش‌بخش بوده و نشان‌دهنده‌ی خرد، قدرت و اعتماد است به همین دلیل معمولا در برندهای B2B (تجارت شرکت با شرکت) مورد استفاده قرار می‌گیرد. اگر دقت کرده باشید متوجه می‌شوید اکثر برندهایی که با پول یا سلامتی مردم در ارتباط هستند مانندVisa و PayPal از رنگ آبی استفاده می‌کنند.

color

۴- لوکس بودن یا قابلیت دسترسی؟

رنگ‌های خنثی مانند سفید، نقره‌ای و مشکی توسط بسیاری از برندهای لوکس که می‌خواهند ظرافت و زیبایی را با سبک طراحی مینیمالیستی (ساده) همراه کنند استفاده می‌شود. به‌عنوان مثال رنگ مشکی نشان دهنده‌ی کمال و قدرت است و توسط برندهای لوکسی مانند Ralph Lauren و Moët & Chandon استفاده می‌شود. رنگ بنفش نشان‌دهنده‌ی وفاداری است و انتخاب خوبی برای برندهایی با ارتباطات لوکس است.

اما اگر می‌خواهید به‌عنوان برندی در دسترس و سرگرم‌کننده شناخته شوید بهتر است از رنگ‌های روشن و شاد استفاده کنید. مردم، رنگ قرمز را یادآور انرژی می‌دانند درحالی‌که رنگ زرد، نشان‌دهنده‌ی شادی و خوش‌بینی بوده و رنگ سبز، نشان‌‌دهنده‌ی اعتبار و دوستی است. اگر می‌خواهید محصول یا خدماتتان چنین احساسی را در مشتری ایجاد کند بهتر است از این رنگ‌ها استفاده کنید.

۵- رنگ‌های امروزی یا کلاسیک؟

رنگ سفید، امروزی و رنگ بنفش کلاسیک است

رنگ‌های سفید و نقره‌ای در لوگوی برند، مانند اپل،تسلا، زارا احساس و ظاهری امروزی را به مشتری القا می‌کنند. برای برندهایی که قصد دارند در صنعت خود حرف اول را بزنند، مدرن و پیشرفته به نظر رسیدن بسیار مهم است. به همین دلیل بسیاری از شرکت‌های فناوری از این رنگ استفاده می‌کنند.

درحالی‌که رنگ بنفش به دلیل سابقه‌ی تاریخی، ظاهری کلاسیک دارد. به همین ترتیب رنگ مشکی استفاده شده در بسیاری از برندهای قدیمی مانند Chanel کلاسیک است و امنیت و پختگی را نشان می‌دهد.

color

۶- مشتریان هدف مهم هستند

نظرسنجی‌ها نشان داده است مخاطبان مختلف، رنگ‌های مختلفی را ترجیح می‌دهند بنابراین انتخاب رنگ رابطه‌ی مستقیمی با مخاطبان هدف دارد. به‌عنوان مثال رنگ آبی هم برای مردان و هم برای زنان خوشایند است اما تحقیقات نشان داده ۵۷ درصد مردان و تنها ۳۵ درصد زنان این رنگ را ترجیح می‌دهند. دومین رنگ مورد علاقه‌ی مردان سبز است درحالی‌که زنان رنگ بنفش را می‌پسندند.

ادراک رنگ‌ها همچنین رابطه‌ی مستقیمی با فرهنگ دارد. به‌عنوان مثال در لیبریا (کشوری در غرب آفریقا) مردم تنها دو رنگ را درک می‌کنند، ترکیبی از زرد، قرمز و نارنجی که با نام ziza می‌شناسند و ترکیبی از بنفش، سبز و آبی که به آن hui می‌گویند. در زیمباوه نیز تنها چهار لغت برای توصیف رنگ‌ها استفاده می‌شود.

بنابراین فرهنگ منطقه‌ای که زندگی می‌کنید نیز در انتخاب رنگ و برقراری ارتباط با مخاطب مهم است. به‌عنوان مثال رنگ قرمز در آمریکا نشان‌دهنده‌ی عشق و شور و علاقه است اما در هند مظهر پاکی است.

پیش از انتخاب رنگ برای کمپین بازاریابی مخاطبان هدف، نوع محتوایی که به اشتراک می‌گذارید و سایر عوامل را در نظر بگیرید تا بتوانید مخاطبان بیشتری را جذب کنید و تأثیر بهتری روی آن‌ها بگذارید.



منبع : زومیت

نظرات() 

پنجشنبه 12 مهر 1397

بازاریابی ویروسی چیست

نویسنده: sardar sardar   طبقه بندی: بازاریابی اینترنتی، 

امروزه ‌بازاریابی ویروسی با مزایایی همچون هزینه‌ی کم‌تر و تاثیر‌گذاری بیش‌تر، به گزینه‌ای ایده‌آل برای استراتژی تبلیغاتی استارتاپ‌ها و شرکت‌ نوپا تبدیل شده است.

به احتمال زیاد در گشت وگذار مجازی با محتواهای جالب توجهی مرتبط با مد یا شرایط روز‌ مانند: آگهی تعویض خودروی پورشه با مرغ تخم‌گذار، فروش شاتل فضایی بدون رنگ، دابسمش ترانه‌‌ی خواننده‌های ناشناس توسط سبلریتی‌ها و ... مواجه شده‌‌اید. در طبیعی‌ترین واکنش آن محتوا را برای دوستانتان می‌فرستید تا آن‌ها را نیز در حس خوب خود شریک کرده باشید. تبریک می‌گویم، شما به عنوان هدف و ناقل ویروس تبلیغاتی، وظیفه‌ی خود را به خوبی انجام داده‌‌اید!

در واقع پشت پرده‌ی اکثر این مطالب جذاب، تبلیغ نامحسوس نهفته است. در علم روانشناسی بیان شده است که انسان از هر آنچه که بیش از حد به آن تشویق شود زده می‌شود.

معمولاً با مشاهده‌ی آگهی تبلیغاتی، اولین چیزی که به ذهنتان می‌رسد اغراق یا دروغ‌پردازی است، اما در استراتژی بازاریابی ویروسی برند‌‌های تجاری سعی می‌کنند با تاثیر در ضمیر ناخودآگاه مخاطبان، خود را ملکه‌ی ذهن آن‌ها کنند تا با عادت به محصول آن‌‌ها، در هنگام نیاز به صورت ناخودآگاه محصول رقیب را نادیده بگیرد. در ضمن، از آنجا که مخاطبان با اشتیاق فراوان، خودشان وظیفه‌ی انتشار آگهی را به دوش می‌کشند، با هزینه‌ی کم‌تر، سرعت انتشار بیش‌تری را هم به ارمغان می‌آورد.

بازاریابی ویروسی

اگر بازاریابی ویروسی در شبکه‌های اجتماعی را در مقایسه با آگهی‌های تبلیغاتی تلوزیونی مجانی قلمداد کنیم، اشتباه نکرده‌ایم. تنها کافی است محتوای ویروسی با کیفتی تولید کرده و آن را در اختیار چند کانال تشنه‌ی محتوا قرار دهید. کانال‌های رقیب در اسرع وقت با کپی برداری محتوا و حتی برای جذب مخاطب بیش‌تر با تبلیغ آن! زحمت شما را کم خواهند کرد. 

بازاریابی ویروسی چیست؟

بازاریابی ویروسی یکی از استراتژی‌های تبلیغاتی مبتنی بر شبکه‌ی عصبی است که از پتانسیل شبکه‌های اجتماعی برای ترویج یک محصول استفاده می‌کند. نام آن (الگو گرفته از همان روشی که ویروس از یک فرد به فرد دیگر منتقل می‌شود) به نحوه انتشار اطلاعات درباره محصول با افراد دیگر در جامعه یا شبکه‌های اجتماعی اشاره دارد.

اساس بازاریابی ویروسی در انتشار اطلاعات از طریق دهان به دهان است، اما فناوری‌های مدرن اجازه می‌دهد که تاثیر ویروسی بسیاری از بسترهای مبتنی بر اینترنت را در بر بگیرد. بازاریابی ویروسی معمولاً به مخاطبان خود ارزشی چون حق انتخاب می‌دهد. این جذبه می‌تواند چیزی به سادگی یک آهنگ یا بازی سرگرم‌کننده باشد. هر چه محتوای آگهی عمیق‌تر باشد، مردم بیش‌تر تشویق می‌شوند که برای انتقال مفهوم پیام به دیگران، آن را به اشتراک بگذارند.

تاریخچه

ظهور بازاریابی ویروسی به عنوان رویکرد تبلیغاتی با تعمیم این مفهوم که ایده‌هایی می‌‌توانند مانند ویروس فرد به فرد گسترش یابند، گره خورده ‌است. این روش اولین بار در دهه ۹۰ میلادی محبوبیت خود را به دست آورد. از آن زمان با مشخص شدن تاثیرگذاری آن، جای پای ثابتی در کمپین‌های تبلیغاتی داشته است.

واژه‌ی ویروس اولین بار در سال ۱۹۹۵ (دوران ابتدایی ظهور بازاریابی دیجیتال)، توسط متفکران آژانس تبلیغاتی Chiat/Day (که امروزه در سازمان تبلیغات بین‌المللی TBWA ادغام شده است)، برای معرفی اولین دستگاه پلی‌استیشناستفاده شد. اساس پیدایش آن فطرت مشترک انسان‌ها در بدبینی به تبلیغات سنتی و نیاز به خلق فضای جدید در این حوزه بود.

چیات‌دی در کمپینی مخفی در تبانی با افراد تاثیر‌گذار هر منطقه برای اولین بار از تیم‌های خیابانی برای تبلیغات بهره گرفت. آن‌ها با شبکه‌سازی گسترده و زیرکی تمام فقط در عرض ۶ ماه پلی‌استیشن را در افکار عمومی غالب کرده و یکی از موفق‌ترین عرضه‌‌های سونی را رقم زدند.

بازاریابی ویروسی

در سال ۱۹۹۹ نیز دنیل ماریک و ادواردو سانچز با استفاده از تکنیک‌های خلاقانه‌ای که از فرهنگ نسبتاً جدید اینترنت الگو گرفته شده بود، سر و صدای زیادی درباره‌ی فیلم جدید خود The Blair Witch Project به راه انداختند. این فیلم اولین نمونه از سبک فیلم‌های شبه مستند بود. آن‌ها تمام تلاش خود را کردند تا کل فیلم به مانند تصویر‌برداری اتفاقی از ماجراهایی واقعی به نظر برسد.

ماریک و سانچز ، همراه با موسسه‌ی Artisan کمپینی را ایجاد کردند که نشان دهد این فیلم واقعاً واقعی است. آن‌ها هم‌چنین در پشت‌پرده سایت به ظاهر مستقلی را راه‌اندازی کرده بودند که با انتشار اسرار نهان سناریوی وحشتناک گم شدن افراد واقعی، به شایعات فیلم دامن می‌زد. در ادامه نیز با عقد قرارداد با شرکت‌های تبلیغاتی، این شایعات را بیش از پیش در کانون توجه مردم قرار دادند.

نتیجه فوق‌العاده بود. فیلم با بودجه‌ی ۶۰ هزار دلاری فروشی نزدیک به ۲۵۰ میلیون دلار داشت! حتی تاثیر کمپین‌های تبلیغاتی به حدی بود که بسیاری از افراد پس از لو رفتن جریان تبلیغات هنوز غیر واقعی بودن آن را باور نمی‌کردند. اینترنت رسانه‌ای بود که توانست یک فیلم ترسناک را به پدیده‌ای ملی تبدیل کند.

درباره‌ی منشاء نام بازاریابی ویروسی اختلاف‌نظر‌ وجود دارد ولی آنچه که مطمئن هستیم، خاستگاه این کلمه و تبلیغات دهه‌ی ۹۰ بوده است. داگ راشکوف از اولین منتقدان رسانه‌ای بود که درباره‌ی بازاریابی ویروسی مطالبی منتشر کرد. در این نوع تبلیغ فرض بر این است که کاربر مستعد با تماشای محتوای ویروسی تحت تاثیر قرار می‌گیرد و با اشتراک آن با دیگران آن‌ها را نیز به عامل انتشار تبدیل می‌کند.

بازاریابی ویروسی

در قیاس‌سنجی این مدل تا زمانی که هر کاربر آلوده محتوای ویروسی را به طور متوسط با بیش از یک کاربر مستعد دیگر به اشتراک می‌گذارد تعداد کاربران درگیر به‌صورت نمایی رشد می‌کند. (این رشد نمایی نامحدود نیست، زیرا مشتریان و مردم محدود هستند. به این حد نهایی ظرفیت حمل گفته می‌شود) البته اگر انتشار نفر به نفر با دیگر کانال‌های ارتباطی مانند معاشرت اجتماعی هم تقویت شود حتی با سرعت انتشار کم‌تر آگهی در شبکه‌های اجتماعی هم می‌توان کمپین موفقی داشت.

باب گرستلی نیز از جمله اولین کسانی بود که در سال ۲۰۰۴ الگوریتم‌‌ SNP را در تحقیقات کمی بازاریابی برای شناسایی افراد دارای پتانسیل بالا در شبکه‌های اجتماعی معرفی کرد. وی از مفهوم کاربر آلفا برای اعضای هدف هر کمپین و هاب برای تاثیرگذاران استفاده کرد. کاربران آلفا را می‌توان برای اهداف تبلیغاتی در شبکه‌های تلفن همراه با توجه به ماهیت شخصی آن‌ها هدف قرار داد. در اوایل سال ۲۰۱۳ در اولین اجلاس بازاریابی ویروسی در لاس‌وگاس تلاش شد روند مشابهی در روش‌های بازاریابی ویروسی برای رسانه‌های مختلف شناسایی شود.

 چگونه کمپین تبلیغاتی ویروسی خلق کنیم؟

برای موفقیت و گیرایی بازاریابی ویروسی ۶ معیار کلیدی وجود دارند:

  • ارزش اجتماعی: مردم هر چقدر چیزی را باارزش‌تر بدانند بیش‌تر آن را به اشتراک می‌گذارند.
  • گیرایی : محتوایی که مبتکرانه به نظر برسد شانس بیش‌تری برای انتشار دارد.
  • احساس: هر چقدر با موضوعی بیش‌تر درگیر شده‌ باشیم آن را بیش‌تر بازنشر می‌کنیم.
  • مردم: وسعت پراکندگی مطلب افراد بیش‌تری را به انتشار آن تشویق می‌کند.
  • ارزش عملی: مردم اطلاعات مفیدی برای کمک به دیگران به اشتراک می‌گذارند .
  • داستان‌: حکایت‌های پندآموز نسل‌ها سینه به سینه منتقل شده‌اند.

روش‌های بازاریابی

روش‌ها و معیارها

به نظر آندریاس کاپلان و مایکل هن‌لین از اساتید بازاریابی، برای موفقیت کمپین تبلیغات ویروسی، باید سه معیار اصلی محتوای مناسب، فرد مناسب، محیط مناسب باید برآورده شوند.

پیام‌رسان‌ها: سه نوع به‌خصوص از کانال‌های ارتباطی برای اطمینان از تبدیل یک پیام عادی به نوع ویروسی مورد نیاز است: کارشناس بازار، مراکز اجتماعی و فروشندگان. کارشناسان بازار افرادی هستند که به طور مداوم نبض ترند‌‌های اجتماعی را چک می‌کنند. آن‌ها معمولاً در میان اولین کسانی هستند که خواست اجتماعی رویدادها را درک کرده و فوراً تبلیغ متناسب را در شبکه اجتماعی منتشرمی‌کنند.

رابطان اجتماعی افرادی با تعداد بسیار زیاد ارتباطات اجتماعی هستند. آن‌ها اغلب صدها نفر از افراد مختلف را می‌شناسند و توانایی خدمت به عنوان ارتباط دهنده بین نگرش‌های مختلف را دارند. فروشنده‌ها نیز دریافت پیام از کارشناسان بازار با بزرگنمایی و تقویت آن مشتریان را ترغیب به پذیرش آن کنند.

پیغام‌: تنها پیام‌هایی که به یاد ماندنی و به اندازه کافی جالب باشند به دیگران منتقل می‌شوند و پتانسیل ایجاد یک پدیده بازاریابی ویروسی را دارند. ساخت یک پیام به یاد ماندنی یا جالب‌ توجه اغلب موضوع پیچیده‌ای نیست، بلکه هنر اصلی درگیر کردن ضمیر ناخودآگاه مخاطب با مفهوم پنهان پیام و ارتباط با ایده‌ی اصلی است.

محیط: اکوسیستم نقش بسزایی در موفقیت بازاریابی ویروسی ایفا می‌‌کند. تغییرات کوچک محیط منجر به انحراف‌های بزرگی در نتیجه می‌شوند. افراد نسبت به اکوسیستم بسیار حساس‌تر هستند به همین دلیل زمان‌بندی و محتوای کمپین باید متاثر از رویدادهای فعلی باشد.

معیار‌های موفقیت کمپین تبلیغاتی ویروسی

معیارها

برای روشن‌شدن و سازماندهی اطلاعات مربوط به قیاس‌سنجی تبلیغات ویروسی‌، امکان‌سنجی معیار‌های کلیدی باید در رابطه با اهداف تنظیم‌شده برای کمپین ویروسی در نظر گرفته شود. در این حالت، برخی از نتایج شناختی کلیدی فعالیت‌های بازاریابی ویروسی می‌تواند شامل معیارهایی مانند تعداد بازدید، تعداد کلیک‌های موفق و تعداد اشتراک‌گذاری در شبکه‌‌های اجتماعی باشد که نشان می‌دهد مخاطبان اطلاعات دریافتی از طریق پیام بازاریابی را پردازش می‌کنند.

معیارهایی چون تعداد نظرات برای یک محصول یا تعداد اعضای یک صفحه وب سایت نیز تعداد افرادی را که اطلاعات ارایه‌شده توسط بازاریابان را تایید کرده‌اند را تعیین می‌کنند.

نگرش مخاطب نسبت به برند را می‌توان از طریق بررسی اطلاعاتی چون تعداد لایک و اشتراک در شبکه‌های اجتماعی مورد بررسی قرار داد. بررسی تعداد نظرات با محصول و کیفیت ارزیابی‌ها توسط کاربران نیز معیار مناسبی است. بررسی اقدامات رفتاری بسیار مهم است، زیرا هدف نهایی بازاریاب‌ها از فعالیت‌های ویروسی تغییر در الگوی مصرف‌کنندگان و مجاب کردن آن‌ها به خرید است.

شاخص‌های متعددی وجود دارند که می‌توان آن‌ها را در این زمینه به عنوان تابعی از اهداف بازاریابان به کار برد. برخی از آن‌ها اغلب آمار رسانه‌های آنلاین و اجتماعی مانند تعداد و کیفیت اشتراک‌گذاری‌‌ها، دیدگاه‌ها، بررسی محصول و نظرات را در بر می‌گیرند. تعامل مشتریان با برند را می‌توان از طریق فاکتور تعداد دنبال‌کنندگان، دوستان، کاربران ثبت‌نام‌شده، و زمان صرف‌شده در وب سایت اندازه‌گیری کرد.

شاخص‌های تبلیغات آنلاین

شاخص‌هایی که پس از تایید محتوای بازاریابی، شامل تعدادی از درخواست‌ها برای اطلاعات، نمونه‌ها و یا بررسی نمونه هستند، بر اقدامات مصرف کنندگان تمرکز دارند. با این وجود، واکنش به پیغام‌های واقعی در عمل، از جمله نرخ تبدیل بسیار مهم است.

انتظار می‌رود گرایش مصرف کنندگان به سمت مشارکت در اهداف برند و افزایش فروش، در حجم و مقدار شود. با این حال مدیران باید عوامل دیگری را در نظر بگیرند که به طور بالقوه می‌توانند بر فروش علاوه بر فعالیت‌های بازاریابی ویروسی تاثیر بگذارند. بازاریابی ویروسی علاوه بر اثرات مثبت بر فروش، انتظار کاهش قابل‌توجهی در هزینه‌های بازاریابی نیز به همراه دارد.

روش‌ها

عمده‌ترین روش‌های بازاریابی ویروسی عبارت است از:

  • مشارکت مشتری و خدمات نظرسنجی
  • مشارکت‌های سازمانی خاص
  • موتورهای جستجوی و بلاگ‌ها
  • ادغام با فناوری‌های تلفن همراه
  • اشکال مختلف چاپی و بازاریابی مستقیم
  • خدمات هدفگیری بازار
  • بهینه‌سازی موتور جستجو (SEO)
  • بهینه‌سازی رسانه‌های اجتماعی (SMO)
  • رادیو و تلویزیون
  • بازاریابی مشارکتی

هدف‌گیری کاربران در تبلیغات دیجیتال

هدف‌گیری کاربران در کمپین‌‌های ویروسی نیز براساس سه اصل مهم است:

  • گردهمایی پروفایل‌های شبکه‌های اجتماعی
  • آنالیز تقریبی بازار
  • آنالیز چگالی کلمه کلیدی

با استفاده از این سه معیار مهم در یک مدل تبلیغاتی، یک شرکت مدیریت تبلیغات می‌تواند به مشتریان هدف خود با یک راهکار مقرون‌به‌صرفه نزدیک شود.

بستر اینترنت این امکان را فراهم کرده است که تبلیغات بسیار سریع‌تر از سابق منتشر شوند. برندها از لحاظ شناخت عمومی می‌توانند یک شبه راه صد ساله را طی کنند. با این حال تکنولوژی‌های اینترنت و رسانه‌های اجتماعی به خودی خود یک آگهی را ویروسی نمی‌کنند. آن‌ها فقط افراد را قادر می‌سازند تا محتویات را سریع‌تر به افراد دیگر تقسیم کنند . بنابراین یک کمپین باید به طور معمول مجموعه‌ای از دستورالعمل‌های زیر پیروی کند تا بتواند به طور بالقوه موفق باشد:

  • محتوای عرضه شده باید برای بسیاری از افراد جذابیت داشته باشد.
  • ارزش اشتراک‌گذاری با دوستان و خانواده را داشته باشد.
  • از یک سکوی بزرگ، به طور مثال YouTube یا اینستاگرام استفاده شود.
  • از یک تقویت اولیه برای جلب توجه استفاده شود.
  • محتوای عرضه شده از کیفیت خوب برخوردار باشد.

شبکه‌های اجتماعی

شبکه‌های اجتماعی

رشد شبکه‌های اجتماعی به میزان قابل ‌توجهی در اثربخشی بازاریابی ویروسی نقش داشته‌ است. در سال ۲۰۰۹ ، دو سوم کاربران اینترنت حداقل هر هفته از یک سرویس شبکه اجتماعی یا وبلاگ بازدید کرده‌اند. فیسبوک به تنهایی بیش از ۱ میلیارد کاربر فعال دارد. در سال ۲۰۰۹  زمان صرف شده برای بازدید از شبکه‌های اجتماعی از ایمیل پیشی گرفت. مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۰ نیز نشان داد که ۵۲ % از افراد اخبار را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذارند.

معرفی رسانه‌های اجتماعی باعث ایجاد تغییر در چگونگی استفاده از بازاریابی ویروسی و سرعت انتشار اطلاعات و تعامل کاربران شده ‌است. این امر باعث شده ‌است که بسیاری از شرکت‌ها از رسانه‌های اجتماعی به عنوان راهی برای بازاریابی خود و محصولاتشان استفاده کنند.

بازاریابی افراد تاثیر‌گذار (Influencnsers)

افراد تاثیر‌گذار پیام‌های تبلیغاتی را بهتر از آگهی‌های کامپیوتری به مخاطبان منتقل می‌کنند. تحقیقات نشان داده است که افراد، تعامل با انسان‌ها را به تصاویر تبلیغاتی ترجیح می‌دهند. بنابراین به نظر می‌رسد که افراد تاثیر‌گذار رابط بین برند و مشتریان شرکت‌ها هستند. شرکت‌ها اگر در تبلیغات ویروسی قدرت اینفلوئنسر‌ها را دست‌کم بگیرند بسیار متضرر خواهند شد.

در سال ۲۰۱۶ بیش از ۶۰% برندهای جهانی از افراد تاثیر‌گذار در بازاریابی بهره جسته‌اند. گروه اول تاثیرگذاران افراد مطرحی هستند که به دلیل تجربه‌ی رضایت‌بخش از برند به صورت عمدی یا غیر عمدی آن را تبلیغ می‌کنند. دوم، افراد مطرحی هستند که عقد قرارداد با شرکت‌ها مزیت دیده‌ شدن در کنار توجهات عمومی به محتوا یا صفحه خود را در اختیار آن‌ها قرار می‌دهند.

مزایای افراد تاثیرگذار در  بازاریابی ویروسی

مزایای افراد تاثیرگذار در  بازاریابی ویروسی

برای شرکت‌ها

استفاده از اینفلوئنسر‌ها در بازاریابی ویروسی به شرکت‌ها امکان می‌دهد که زمان و بودجه‌ی کم‌تری را صرف ارتباطات بازاریابی و ترویج آگاهی از برند خود کنند. برای مثال آلبرتو زانتو در جام جهانی فوتبال ۲۰۰۶ ضربه‌ی سر زیدان به بازیکن ایتالیایی را به اشتراک گذاشت که در کم‌تر از یک ساعت اول بیش از ۱.۵ میلیون بیننده داشت. اینفلوئنسر‌ها اعتبار پیام‌ها را نیز افزایش می‌دهند. این روابط اعتماد محور توجه مخاطبان را بیش‌تر به خود جلب می‌کنند، تقاضای مشتریان را بالا برده و با هدایت رفتار مشتریان، فروش و وفاداری را افزایش می‌دهند.

برای تاثیرگذاران

بدون شک بهره‌گرفتن از شهرت افراد مطرح یک معامله‌ی برد برد برای هر دو طرف تبلیغ است .امروزه مفهوم تاثیرگذار از کارشناسان خبره فراتر رفته و به هر کسی که بتواند اعتبار و شانس دیده شدن تبلیغات را بالا ببرد، اطلاق می‌شود.

برای مشتریان

به نظر می‌رسد که امروزه فرآیند تصمیم‌گیری برای مشتریان دشوار‌تر از گذشته شده است تبلیغات گسترده برند‌ها مشتریان را در معرض اختلال در حافظه‌ی کوتاه مدت و ضعف تصمیم‌گیری قرار می‌دهد. گزارشات حاکی از آن است که حدود ۸۰ درصد مردم در خرید‌های خود تجربه‌ و سفارش آشنایان را به علت اینکه می‌دانند آن‌ها سودی از تبلیغ کاذب نمی‌برند، مد نظر قرار می‌دهند. در این مورد اینفلوئنسر‌ها می‌توانند نقش منبعی مورد اعتماد در فرآیند‌ تصمیم‌گیری برای خرید را ایفا کنند.

ریسک‌های بازاریابی ویروسی

ریسک‌های بازاریابی ویروسی

خطر اصلی این مدل بازاریابی برای شرکت‌ها هدف‌گیری نادرست است. محتواهای آنلاین به محض انتشار از کنترل خارج می‌شوند و ضروری است که تنها بخش‌های خاصی هدف قرار داده شوند. شرکت بلند‌تک در تجربه‌ی ناموفق تبلیغ ویروسی، ویدیوهایی منتشر کرد که نشان می‌داد دستگاه تولیدی آن‌ها می‌تواند هر چیزی را ترکیب کند. آن‌‌ها کاربران را تشویق می‌کرد که ویدیو را به اشتراک بگذارند ولی این موضوع به طور عمده توجه پسرهای نوجوان را به خود جلب کرده‌ بود که مخلوط و نابود کردن هر چیزی را فرح‌بخش می‌دانستند. با اینکه ویدیو‌های منتشر شده از پتانسیل ویروسی برخوردار بودند، ولی نتوانسته بودند مشتریان بالقوه این محصول را هدف قرار دهند.

به مثال ضرب المثل معروف، اگر می‌خواهید چیزی را تخریب کنید از آن بدگویی نکنید بلکه بد تعریف کنید! شایع‌ترین مشکل دیگر در تبلیغات ویروسی بهره‌گیری از اینفلوئنسرهای ناموجه بدون توجه به اعتبار اجتماعی آن‌‌ها یا سوار شدن افراد منفور بر موج این تبلیغات است. به یقین واسپاری هویت برند به افراد نامناسب به ارزش و اعتبار آن نزد مردم بسیار لطمه می‌زند. در این صورت جبران مافات و ترمیم افکار عمومی به این سادگی‌ها امکان‌پذیر نخواهد بود. 


منبع: زومیت

نظرات() 

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات